به گزارش تحریریه، تنگه هرمز در نگاه ناظران خارجی تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ حدود ۲۰ درصد از نفت جهان و ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه باریک عبور میکند. اما آنچه این تنگه را به کانون یک مناقشه بیسابقه تبدیل کرده، تفاوت بنیادین نگاه آمریکا و ایران به ماهیت حقوقی و راهبردی آن است. همانطور که الیزابت مندنهال کارشناس حقوق دریاها میگوید «تنگه هرمز در چشم بیننده وجود دارد. آمریکا و ایران هر دو به آن مینگرند، اما هرکدام دنیای متفاوتی میبینند».
چارچوب حقوقی بینالمللی
نخستین لایه اختلاف، به حقوق بینالملل دریاها بازمیگردد. کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها (UNCLOS) که در سال ۱۹۸۲ تدوین و از ۱۹۹۴ الزامآور شده، چارچوب اصلی حقوق حاکم بر تنگههای بینالمللی است. اما نکته حائز اهمیت آن است که نه آمریکا و نه ایران عضو این کنوانسیون نیستند. ایالات متحده آن را تصویب نکرده و ایران نیز علیرغم امضا، آن را تنفیذ نکرده است. این واقعیت بهتنهایی، امکان استناد به UNCLOS را برای هر دو طرف با دشواری مواجه کرده است.
پروشانتو موکرجی استاد برجسته حقوق دریانوردی، در این باره میگوید: نه ایران و نه آمریکا عضو UNCLOS نیستند، بنابراین میتوانند هر آنچه را به نفع خود میدانند انجام دهند. این یک وضعیت پیچیده حقوقی ایجاد کرده که در آن حتی مفاهیم بنیادینی مانند حق عبور از تنگههای بینالمللی قابل مناقشه است».
دیدگاه ایران
۱- رویکرد حقوقی: حاکمیت ملی بر آبهای سرزمینی
استدلال حقوقی ایران بر این اصل استوار است که تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و «هیچ آب بینالمللی» در آن وجود ندارد. فواد ایزدی تحلیلگر روابط بین الملل در گفتوگو با شبکه RT تأکید میکند که آمریکا بیش از ۱۱ هزار کیلومتر از خلیج مکزیک فاصله دارد و تنها حقوقی که دارد در همان آبهای خودش خلاصه میشود. ایران حق قانونی کامل برای دریافت هزینه عبور از کشتیها دارد – همانطور که ترکیه، استرالیا و کانادا در آبراههای خود انجام میدهند.
وی با اشاره به وجود سابقه حقوقی برای دریافت هزینه ارائه خدمات از کشتیها تصریح میکند «هیچ ممنوعیت قانونی وجود ندارد که ایران را از انجام همین کار بازدارد».
۲- نگاه راهبردی: مهار اقتصاد جهانی
بسیاری از کارشناسان غربی معتقدند ایران تنگه هرمز را به عنوان «سلاح هستهای واقعی» خود دیده و از آن به عنوان ابزاری برای موازنهسازی با برتری نظامی آمریکا استفاده میکند.
علی واعظ کارشناس ارشد گروه بینالمللی بحران (International Crisis Group)، یکی از صریحترین تحلیلها را ارائه میدهد: ایرانیها معتقدند با گروگان گرفتن اقتصاد جهانی از طریق بستن احتمالی تنگه هرمز، دست بالا را دارند. این وضعیت راهحل آسانی برای ترامپ ایجاد نمیکند – اگر تنش را تشدید کند، ایرانیها میتوانند آمریکاییهای بیشتری را بکشند و حوثیها را در یمن برای بستن بابالمندب وارد عمل کنند که دسترسی به دریای سرخ را قطع میکند و بازارها را به آشوب میکشد.
کریم سجادپور پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی (Carnegie Endowment)، به عدم تقارن هزینهها اشاره میکند: ناوکشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، اغلب نفتکشهای چندصد میلیون دلاری هستند که محمولهای به ارزش صدها میلیون دلار را حمل میکنند. ایران میتواند این شریان جهانی را با پهپادهایی به ارزش ۲۰ هزار دلار مختل کند. چون یک بار ثابت کردهاند که میتوانند این کار را انجام دهند، شاید دوباره وسوسه شوند و انجام دهند.
۳- ابعاد تراژیک: نقطه ضعف استراتژیک
همچنین تحلیلهای دیگری نیز وجود دارد. میعاد مالکی پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها (Foundation for Defense of Democracies) و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، ایران را «بیش از هر کشور دیگری در برابر بسته شدن تنگه هرمز آسیبپذیر» توصیف میکند.
بنا بر ادعای او بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران از تنگه هرمز عبور میکند. ایران با بستن تنگه، نه اقتصاد جهان، بلکه شریان حیاتی خود را قطع کرده است و ظرف چند هفته پس از محاصره، کشور ممکن است با کمبود غذا مواجه شود.
مالکی هزینه روزانه جنگ را نیز تخمین زده و بیان کرده است که ایران روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار از تجارت خود را از دست میدهد که نزدیک به دو‑سوم آن مربوط به صادرات نفت خام است.
بورجو اوزجلیک پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI) در لندن، نیز معتقد است «با وجود ادبیات تند تهران درزمینه تابآوری، اقتصاد ایران در برابر محاصره دریایی مصون نیست».
۳. دیدگاه آمریکا
1- رویکرد حقوقی: حق عبور آزاد
آمریکا تنگه هرمز را منحصراً یک آبراه بینالمللی میداند و معتقد است همه کشتیهای تجاری و نظامی حق عبور بدون مانع از آن را دارند، صرفنظر از اینکه عضو UNCLOS هستند یا خیر.
مارک ولر مدیر برنامه حقوق بینالملل در مؤسسه چتم هاوس (Chatham House) اعتقاد دارد آمریکا به درستی استدلال میکند که حق عبور ترانزیتی به عنوان یک حق مسلم همه دولتها در عرف بینالملل تثبیت شده است و حتی برای کشورهای غیرعضو UNCLOS نیز الزامآور است.
ولر میافزاید که اعلام محاصره دریایی از سوی ترامپ در ابتدای فروردین ۱۴۰۵، خود به نوعی «اقدام جنگی» تلقی میشود اما فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) بعداً عنوان داشت که محاصره تنها بندرهای ایران را هدف قرار میدهد و «آزادی کشتیرانی کشتیهایی که به بنادر غیرایرانی رفتوآمد دارند» را مختل نخواهد کرد.
مقاله نشریه مؤسسه نیروی دریایی آمریکا (USNI) نیز هشدار میدهد که «آمریکا برای دههها این ادعای ایران را رد کرده و نباید هیچ توافقی را بپذیرد که کنترل این تنگه را به تهران واگذار کند».
اندیشکده دفاع از دموکراسیها (FDD) نیز مدعی شد «بر اساس حقوق بینالملل، همه کشتیهای نظامی، تجاری و خصوصی حق عبور بدون مانع از هر تنگه مورد استفاده برای ناوبری بینالمللی را دارند. آمریکا ۸۰ سال از عمر خود را صرف تضمین آزادی ناوبری در سراسر جهان کرده است؛ کنار گذاشتن این تضمین یک شکست راهبردی خواهد بود».
2- نگاه راهبردی: هزینه و محدودیت
با این حال، کارشناسان نظامی بر محدودیتهای عملی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز تأکید میکنند. اما سالزبری پژوهشگر ارشد مؤسسه تحقیقات سیاست خارجی (FPRI)، توضیح میدهد که استراتژی ایران برای بستن تنگه هرمز به محاصره دریایی متعارف متکی نیست؛ نیروی دریایی سطحی ایران تقریباً به طور کامل نابود شده، و ایران فقط گاهی ضربه میزند تنگه عملاً بسته میشود. کشتیهای آمریکایی در آبهای باریک تنگه در معرض ریسک بالایی از سوی موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند و آمریکا ظرفیت کافی برای پاکسازی مینها را در اختیار ندارد.
3- ابعاد سیاسی داخلی و بینالمللی
ولی نصر استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور پیشین وزارت امور خارجه آمریکا، میگوید ترامپ راه آسانی برای مقابله با اهرم ایران بر بازارهای جهانی انرژی ندارد. تهران عمداً میدان نبرد را به اقتصاد جهانی منتقل کرده – کاری که بهدست آوردن نتیجه سریع یا قاطع را برای واشنگتن سختتر میکند.
نصر در تحلیل دیگری هشدار میدهد که «با توجه به بیاعتمادی صفر و حاصل جمع صفر میان آمریکا و ایران، هیچ توافقی به سرعت حاصل نخواهد شد».
سوزان مالونی معاون برنامه سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز (Brookings) نیز معتقد است آتشبس نامحدود عملاً به ایران اجازه میدهد تا به تخریب اقتصاد جهانی ادامه دهد، حتی در حالی که یک محاصره دریایی آمریکا برقرار است.
۴- تاثیر تقابل دو روایت
کارشناسان مؤسسه کمبریج ورکینگ در پژوهشی جدید نتیجه گرفتهاند که وضعیت فعلی هزینههای هنگفتی بر اقتصاد جهان تحمیل میکند و راهحل پایدار مستلزم تفکیک موضوع «آزادی دریانوردی» از مناقشات سیاسی دیگر است.
در نهایت، همانطور که روهیت بهات در مؤسسه آسیا تایمز بیان داشت «هر یک از دو طرف معتقدند محاصره به آنها اهرم میدهد، زمان به نفع آنهاست و طرف مقابل مجبور به پذیرش شرایط خواهد شد. اما واقعیت این است که هفتههای محاصره متقابل نشان داده هر طرف میتواند محدودیتهای طرف دیگر را تحمل کند و بنبست تداوم خواهد یافت».
پایان/













نظر شما